غزل 3:
| اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را | به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را |

غزل 47:
| دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان | چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست |

غزل 82:
| آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت | آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت |

غزل 124:
| چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر | ترک مستی است مگر میل کبابی دارد |

غزل 131:
| بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد | هلال عید به دور قدح اشارت کرد |

غزل 145:
| به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم | که حمله بر من درویش یک قبا آورد |

غزل 205:
| ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز | تا دگر خون که از دیده روان خواهد شد |

غزل 282:
| نگاری، چابکی، شنگی کله دار | ظریفی، مهوشی، ترکی قباپوش |

غزل 302:
| ترک ما سوی کس نمی نگرد | آه از این کبرو جاه و جلال |

غزل 346:
| بازکش یکدم عنان ای ترک شهر آشوب من | تا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم |

غزل 412:
| غلام چشم آن تُرکم که در خواب خوش مستی | نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو |

غزل 105:
| شاه ترکان، سخن مدعیان می شنود | شرمی از مظلمه خون سیاوشش باد |

غزل 180:
| حافظ چوتَرک غمزه تُرکان نمی کنی | دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند |

غزل 185:
| یارب این بچّه ترکان چه دلیرند به خون | که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند |

غزل 345:
| شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت | دستگیر ار نشود لطف تهمتن چکنم |

غزل 440:
| به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند | سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی |

غزل 470:
| سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل | شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی |
| خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم | کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی |
برچسبها: شعر از ترک, ترک شیرازی, ترک قشقایی, ترک ایران و ثمرقند